زهرا اسلامى فرد
88
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
سدههفتم به بعد است . در اين دوره ، نهضتى در نگارش كتابهاى تاريخى به فارسى روى داد . برجستهترين آثار تاريخى اين دوره ، تاريخ جهانگشاى جوينى نوشته عطاملك جوينى ، طبقات ناصرى اثر عثمانبن محمد جوزجانى ، نظام التواريخ نگاشته عبدالله بن عمر بيضاوى ، جامعالتواريخ نوشته رشيدالدين فضلالله همدانى ، تاريخ بناكتى تأليف فخرالدين داود بناكتى ، تاريخ گزيده اثر حمدالله مستوفى ، تجزية الأمصار يا تاريخ وصّاف نوشته شرفالدين عبدالله وصاف شيرازى و مجمع الأنساب تأليف محمدبن على شبانكارهاى است . نهضت تاريخنگارى به زبان فارسى در دوره تيمورى و تركمانان نيز ادامه يافت . از آثار مربوط به اين دوره مىتوان مجمع التواريخ السلطانيه نوشته حافظ ابرو ، ظفرنامه نگاشته شرفالدين على يزدى ، روضةالصفا اثر ميرخواند و تاريخ حبيب السير تأليف خواندمير را نام برد . پس از روىكار آمدن دولت صفوى ، در ايران تحول مهمى در تاريخنگارى به زبان فارسى رخ نمود و آن شكل جديدى از تاريخنگارى براساس تفكر شيعى بود . از مهمترين كتابهاى تاريخى از اين دست مىتوان بدين آثار اشاره كرد : صفوة الصفا نوشته ابنبزاز ، تاريخ عالم آراى عباسى تأليف اسكندر بيك منشى تركمان ، لب التواريخ اثر يحيىبن عبداللطيف قزوينى و تاريخ جهان آرا نگاشته قاضى احمد غفارى . در دوره افشاريه و زنديه سنت تاريخنگارى صفوى با همان گرايش شيعى ادامه يافت . از مورخان بزرگ اين دوره ميرزا مهدىخان استرآبادى بود كه آثار متعدد تاريخى ازجمله دُرّه نادره و جهانگشاى نادرى را بهنگارش درآورد . در دوره زنديه نيز مورخانى چون ميرزا محمد كلانتر ، مؤلف روزنامه ميرزا محمد كلانتر ، ابوالحسن گلستانه صاحب مجمل التواريخ و ميرزا صادق موسوى اصفهانى مؤلف تاريخ گيتىگشا به تاريخنويسى پرداختند . در دوره قاجاريه ، رخداد مهم ديگرى در تاريخنگارى فارسى روى داد كه تحتتأثير آن بايد تاريخنگارى اين دوره را بر دو بخش دانست : تا پيش از آشنايى ايرانيان با علوم جديد بهويژه تاريخنگارى ، يعنى در بخش اول دوره حكومت قاجار ، تاريخنويسى همانند دوره صفويه و زنديه با همان سبك و سياق و نثر ادبى گذشته بود ، اما در دوره دوم ، تاريخنگارى اين دوره